سرقت حدی از نگاه قانونگذار

سرقت حدی از نگاه قانونگذار

هدف از پژوهش مرتبط با سرقت حدی مطالعه ای دقیق و منجر بر چنین عنوانی است که می تواند عنوان سرقت را از دیگر عناوین مجرمانه مجزا کنند.

منظور از سرقت دزدیدن مال کسی به صورت پنهانی و بدون رضایت است. در روایتی از امام صادق آمده است که «لایزنی الزانی و هو مومن و لایسرق السارق و هو مومن» یعنی زانی و دزد در حال زنا و دزدی روح ایمان با آنها نیست.

در قانون مجازات اسلامی سرقت با دو عنوان حدی و تعزیری عنوان شده از بابت تعریف فعال مجرمانه، عمل ارتکابی، مجازات مرتکب باهم متفاوت اند و برای تسلط بهتر بر روی این عنوان مجرمانه ابتدا به تعریف هرکدام از عناوین سرقت جدی و تعزیری می پردازیم.

نکته حِاِئز اهمیت این است که تعریف ارائه شده از سرقت حدی نباید با تعریف دیگر جرایم بالاخص سرقت تعزیری خلط شود ما برای ارائه تعریف دقیق از سرقت حدی باید به منابع دقیق و موثق من جمله قانون و فقه مراجعه نماییم.

سرقت حدی با مجازات قطع عضو

آنچه از تعریف سرقت حدی در کتاب تحریر الرومنه فی الشرح العمد شهید ثانی آمده است

سرقت البالغ العاقل المختار من الحرز بعمتکه بلا شهه موهمه للملک ربع دینار او قیمته سرّا من فیر شعور المالک به، مع کنون المال المسروق من غیر حال ولد و کونه غیرحاکون فی عام نسب

ترجمه دز حوزد سرقت سارق فرد بالغ و عاقل و مختار می باشد که از گشودن حرز از همان جا دزدی کرده است بدون آنکه شبهه مالکیت داشته باشد به شرط آنکه حداقل چهار دینار بوده، یا معادل آن ارزش داشته باشد و پنهانی صورت پذیرد بدون آنکه مالک متوجه آن گردد و بند درحال دزدیده شده متعلق به فرزند و جزء خوردنی ها در سال قحطی نباشد و طبق ماده 267 قانون مجازات اسلامی: سرقت عبارت از بودن حال متعلق به غیر است.

و شرایط سرقت حدی در ماده 268 همین قانون بدین شکل در نظر گرفته شد.

  • شرعا حالیت داشته باشد
  • در حرز باشد
  • سارق هتک حرز نماید
  • مال از حرز خارج شود
  • هتک حرز و سرقت مخفیانه باشد
  • سارق پدر یا جد پدری حالک نباشد
  • ارزش حال در هنگام خروج از حرز معادل چهارو نیم نخود طلای مسکوک
  • از احوال دولتی یا عمومی وقف عام یا وقف بر جهات عاحد نباشد
  • در زمان قحطی صورت نگرفته

تعریف و شرایطی که قانون گذار برای سرقت حدی است بر گونه ای در نظر گرفته شده تا دایره شمول سرقت حدی را تا حد ممکن محدود تر کند . طبق ماده 269 قانون مجازات اسلامی حرز عبارت ست از مکان متناسبی که حال عرفا در آن از دستبرد محفوظ بماند .

حرز در لغت به معنی محصور و محکم است به جایی می گویند محصور و محکم است به جایی می گویند محصور و محکم باشد که اگر کسی بدان وارد شود از گزند ها و خطر ها مجصور بماند.

یک مثال می تواند برای درک بهتر موضوع سازنده واقع شود.

الف)سرویس جواهر خود را ذاخل گاوصندوق اتاق خود نگهداری می کند .

ب)برای سرقت به منزل الف رفته و درب گاوصندوق و رمز آن را باز کرده سرویس جواهر را خارج کرده و متواری می شود. سرقت حدی واقع شده و عملیات اجرایی جرم به پایان رسانیده

اما چند شرط هست که شامل حال مسروقه می شود ارزش مالی به اندازه چهار نخود طلای مسکوک وقف نبودن حال یا از جمله احوال دولتی نبودن که در جنس سرقت اعم از حدی یا تعزیری آن موثر است.

عواملی دیگر وجود دارد که بعد از اتمام عمل مجرمانه ممکن است جرم را از سرقت حدی خارج کند .

1-گذشت شاکی قبل از اثبات جرم

2-مالکیت یافتن سارق بر مال مسروقه از عوامل موثری هستند که در سرقت حدی تاثیر مستقیم داشته اند مجازات سرقت به چهار شکل امکان پذیر است

  • قطع چهار انگشت دست راست به گونه ای که انگشت شصت و کف دست باقی بماند

2- در مرتبه دوم قطع پای چپ سارق به نحوی که نصف قدم و مقداری از حمل مسح باقی بماند

3- حبس ابد

4- اعدام حتی اگر سرقت حدی در زندان اتفاق افتاده باشد.

نسیرین کربلایی گل

فارغ التحصیل کارشناسی حقوق

تفاوت جرم کلاهبرداری از نظر عموم جامعه و حقوقدانان

تفاوت جرم کلاهبرداری از نظر عموم جامعه و حقوقدانان

وقتی موضوع جرایمی که مال است مطرح میشود اکثر مردم جامعه آن را مصداقی از کلاهبرداری میدانند ، اما طبق تعریفی که در ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری ، به طور اجمال هر کس از راه حیله و فریب و با توسل به وسایل متقلبانه مال دیگرا را تحصیل کند و ببرد مرتکب جرم کلاهبرداری شده است ; در نتیجه کلاهبرداری باید به مانند روند عنصر مادی حرکت کند تا جرم کلاهبرداری محقق شود. آیا به صرف دروغگویی و فریب دادن مشمول عنوان کلاهبراری میشود یا خیر؟ مالی را که امین تحصیل کند و برنگرداند را میتوانیم در تعریف کلاهبرداری بگنجانیم؟ وجه افتراق کلاهبرداری و خیانت در امانت در چیست؟

تفاوت دروغگویی و صحنه سازی متقلبانه

برای درک بهتر تفاوت دروغگویی و صحنه سازی متقلبانه مثالی ذکر میکنیم ، به تازگی از رشته حقوق فارغ التحصیل شده ام و در میهمانی شرکت میکنم شخصی درکنارم نشته است و با تلفن شروع به صحبت میکند در مورد قرارداد شرکتی که مدیرعامل آن بود، بعد از اتمام مکالمه اش در مورد شرایط قرارداد با وی صحبت میکنم با من قراردادی در شرکت میگذارد برای استخدام به شرکت میروم و مرا استخدام میکند اما برای انجام امور بیمه از من وجهی میگرد فردا برای شروع کارم میروم ، هیچ کس نه من و نه آن مدیرعامل را نمیشناخت (صحنه سازی متقلبانه). در شرکتی برای استخدام رفته ام کارمند شرکت به من میگوید برای آن که من را در اولویت استخدام قرار دهد میتوانم وجهی را به وی بدم، آن مبلغ را پرداخت میکنم اما استخدا نمیشوم (دروغگویی صرف) صحنه سازی متقلبانه چیزی بیش از دروغگویی صرف است ، هیچگاه صرف دروغ گفتن حتی اگر منجر به فریب بزه دیده شد و مالش برده شود کلاهبرداری نیست عنوان مجرمانه دیگری بر آن بار میشود ، صحنه سازی متقلبانه باید همراه وسایل متقلبانه باشد ، توسل به وسایل متقلبانه و صحنه سازی باید نوعی باشد، یعنی عرف تعیین کند که چه رفتاری چیزی بیش از دروغ صرف است، اما کلاهبرداری مبتنی بر اغفال شخصی است یعنی باید همین مقدار را که خود فرد فریب خورده را برای تحقق کلاهبرداری کافی دانست اگرچه ممکن است افراد دیگری در آن شرایط فریب نخورند.

تحصیل مال

اگر مالی را به امین بسپاریم و امین با صحنه سازی متقلبانه وانمود کند که مال به سرقت رفته است و بدین شکل مال را بازنگرداند کلاهبرداری محسوب نمیشود، زیرا صحنه سازی متقلبانه مقدم بر تحصیل مال است، یعنی ابتدا مال را تحصیل کرده و سپس صحنه سازی کرده در حالی که باید تحصیل مال بعد از صحنه سازی متقلبانه و در نتیجه آن باشد.

رضایت بزه دیده در تحصیل مال

هیچگاه یک رفتار واحد عنوان کلاهبرداری و خیانت در امانت جمع نمیشود ، زیرا کلاهبرداری مبتنی بر رکن فریب و خیانت در امانت بر رکن رضایت، بنابراین اگر فرد با رضایت واقعی مال را سپرده است حتی اگر بعد از آن گیرنده مال صحنه سازی کند عنوان خیانت در امانت خواهد بود، اما اگر با صحنه سازی یعنی از طریق حیله و تقلب کاری کند که فرد مال را به او بسپارد چون رضایت واقعی نبوده اگرچه رکن سپردن وجود دارد اما کلاهبرداری است نه خیانت در امانت. درکلاهبرداری دلیل برده شدن مال فریب خوردن یعنی عدم رضایت است، در جالی که در خیانت در امانت لزوما باید سپردن واقعی باشد، یعنی از روی رضایت سپرده باشد لذا مواقعی سپردن اگرچه با رضایت ظاهری بوده اما فرد واقعا راضی نبوده خیانت در امانت نخواهد بود.

کلاهبرداری در نتیجه روندی که در عنصر قانونی آن آمده است باید محقق شود، ابتدا صحنه سازی متقلبانه که چیزی بیشتر از دروغگوی صرف است ، صحنه سازی با توسل به وسایل متقلبانه همراه است همواره در این جرم کلاهبردار مال قربانی را با توسل به زور نمیگیرد بلکه قربانی با رضایت مالش را به کلاهبردار میدهد، اما چون نتیجه فریب بوده است این رضایت ظاهری است ، صحنه سازی باید قبل از تحصیل مال باشد همانگونه که در عنصر قانونی هم آمده است ابتدا با صحنه سازی و توسل به وسایل متقلبانه مال بزه دیده را تحصیل کند و سپس ببرد و از حیطه تصرفات مالک خارج شود.

زهرا افشاری

فارغ التحصیل کارشناسی حقوق