ارث، وصیت و هرآنچه باید بدانیم

ارث، وصیت و هرآنچه باید بدانیم

انواع وصیت و شرایط آن:

مفهوم وصیت: وصیت از ریشه ی وصی به معنای عهد و سفارش کردن امده است و همچنین وصیت به معنای پند و اندرز نیز مورد استفاده قرار میگیرد و در اصطلاح حقوقی به این مفهوم است که شخص تملیک و واگذاری عین مال یا منفعت را بعد از مرگ به فرد دیگر یا عموم مورد نظر سفارش کند به طوری که تصرف دیگران در اموال متوفی بعد از مرگ ممکن و مباح باشد.

وصیت نامه:

وصیت نامه سندی است قانونی که توسط وصیت کننده (موصی) نگارش می شود که ضمن ان وصیت کننده مدیریت اموال خود را به فرد یا افرادی پس از مرگ واگذار می کند . و از نگاهی دیگر ممکن است فردی دینی داشته باشد که کسی از ان اگاهی نداشته باشد و یا در فرهنگ ما از وصیت نامه تحت عنوان حرف های ناگفته نیز استفاده می شود . و همچنین ممکن است فرد درباره ی چگونگی تقسیم اموالش نظری داشته باشد در اینصورت نیز می توان از وصیت و مفهوم ان بهره برد.

انواع وصیت:

وصیت شامل دو نوع وصیت تملیکی و عهدی است

وصیت تملیکی:

وصیت تملیکی عبارت است از اینکه کسی عین مال یا منفعتی از مال خود را برای زمان بعد از مرگش به دیگری مجانا تملیک کند، بر این اساس فرد میتواند تکلیف اموال خود را تا حدودی مشخص کند . در این نوع از وصیت به وصیت کننده (موصی) کسی که به نفع او وصیت تملیکی صورت گرفته است (موصی له) و به موردی که نسبت به ان وصیت صورت گرفته است (موصی به ) گفته میشود.

نکته ای که وجود دارد این است که وصیت تا یک سوم اموال نافذ است در صورتی که وصیت کننده بیش از یک سوم اموالش را وصیت کند ورثه باید میزان مازاد بریک سوم را تنفیذ یا اجاره نمایند.

به عنوان مثال فرد میتواند وصیت کند که بعد از فوت من خانه ام متعلق به فرزندم باشد که با توجه به مطالب گفته شده این وصیت از نوع وصیت تملیکی می باشد. و همچنین در وصیت تملیکی قبول یا رد وصیت توسط موصی له بعد از فوت موصی معتبر است به این معنا که اگر موصی له قبل از فوت وصیت کننده (موصی) موردی که در ارتباط با ان وصیت صورت گرفته را رد کند ولی اگر وصیت را قبول کرد دیگر قادر به رد کردن ان نخواهد بود.

وصیت عهدی:

از دیگر اقسام وصیت مطرح شده در قانون مدنی وصیت عهدی میباشد که در عرف حقوقی با عنوان وصایت نیز مورد بررسی قرار میگیرد وصیت عهدی به این معناست که شخصی یک یا چند نفر را برای انجام امری مامور کند مانند اینکه متوفی یک نفر را انتخاب کند که بدهی ها و دیون فرد را بعد از فوتش بپردازد یا اینکه فردی را برای اداره ی امور مربوط به فرزند صغیر تعیین کند . وصیت عهدی بر طبق ماده 834 قانون مدنی جز ایقاعات محسوب میشود . با این مفهوم که در وصیت عهدی بر خلاف وصیت تملیکی قبول شرط نیست ولی وصی می تواند مادامی که وصیت کننده (موصی) زنده است وصایت را نپذیرد و ان را رد کند و اگر قبل از فوت موصی رد نکرد بعد از فوت وی حق رد کردن را ندارد هرچند که از مفاد وصیت اگاه نباشد.

اقسام وصیت نامه:

گاهی پیش می آید فردی در قالب وصیتنامه خواست ها و گفته های خود را خطاب به ورثه با دست خط خودش می نویسد و چند معتمد وی زیر ان را امضا می کنند که چنین فرایندی در ایجاد یک سند عادی مرسوم است ,که اگر صحت ان به تایید ورثه برسد معمولا در مراجع رسمی پذیرفته می شود لیکن به لحاظ اصولی نگارش وصیتنامه به سه صورت زیر انجام میشود.

الف) وصیت نامه ی خودنوشت:

وصیت نامه ی خودنوشت به خط خود وصیت کننده و دارای تاریخ به روز به علاوه ی امضای خود وصیت کننده است و برخی افراد ممکن است به دلیل تن ندادن به هزینه های محضر یا پنهان نگه داشتن وصیت نامه این نوع از وصیت را انتخاب کنند و از طرفی ممکن است به دلیل نداشتن اطلاعات حقوقی کافی کاستی هایی در متن وصیت نامه نمود پیدا کند به عنوان مثال وصیت کننده تصور میکند که میتواند در قالب وصیت نامه خودنوشت فرزند خود را از ارث محروم کند و به دلیل نداشتن اطلاعات حقوقی کافی در این زمینه تصور می کند که اموالش پس از مرگ به شیوه ی تعیین شده در زمان حیاتش تقسیم می شود و هیچ سهمی از اموال باقی مانده نخواهد برد.

در صورتی که در ماده ی 843 دوره شده است که وصیت به زیاده بر ثلث ترکه نافذ نیست مگر به اجازه ی وراث با این تعریف وصیت تنها بر یک سوم اموال جایز است نه بیش از ان و بیشتر از یک سوم به اجازه و تنفیذ سایر وراث نیازمند است و بر طبق این ماده این برداشت حقوقی نیز میشود که وصیت کننده نمیتواند پس از فوت کسی را از ارث محروم کند مگر اینکه در زمان حیات تکلیف اموال خود را روشن سازد .

ب) وصیت نامه ی سری:

وصیت نامه ی سری نوعی از وصیت نامه است که توسط وصیت کننده (موصی) مهر و امضا می شود و در اداره ی ثبت محل سکونت او یا در محل هایی که در ایین نامه ی وزارت دادگستری تعیین شده به امانت گذارده میشود پس بنابراین ترکیبی از وصیت نامه ی رسمی و خود نوشت است اما بر خلاف وصیت نامه ی خود نوشت به خط هر کسی میتواند باشد ولی حتما باید به امضای شخص وصیت کننده برسد .

پ) وصیت نامه ی رسمی

بهترین نوع از انواع وصیت نامه وصیت نامه ی رسمی است . چرا که امکان هیچ گونه دخل و تصرف و جعلی در ان وجود ندارد و همچنین وصیت در دفتر اسناد رسمی نگرانی های موجود از جهت گم شدن و تحریف شدن از بین میرود و از اراده ی وصیت کننده در جهت تنظیم وصیت نامه نیز حفاظت میشود.

وصیت نامه ی رسمی سندی است رسمی و لازم الجرا که ممکن است مفاد ان مربوط به اموال منقول باشد یا غیر منقول و اینگونه اسناد بدون نیاز به حکم دادگاه قابلیت اجرایی دارند در حالی که سند عادی چنین ویژگی را دارا نیست .

و انچه که به شما توصیه میکنیم نوشتن وصیت نامه در قالب وصیت نامه ی رسمی است زیرا با توجه به اینکه حجم زیادی از پرونده های قضایی در محاکم را دعواهایی با عنوان ارث , تقسیم ترکه ,و...تشکیل میدهند بهتر است برای جلوگیری از اینگونه عواقب وصیت نامه را با توجه به نکات و دلایلی که در این نوشتار حقوقی گفته شده به صورت رسمی تنظیم نمایید.

شیوا رافعی

فارغ التحصیل کارشناسی حقوق

مواردی که با توجه به قانون برای گرفتن حضانت فرزند باید بدانیم

مواردی که با توجه به قانون برای گرفتن حضانت فرزند باید بدانیم

خانواده هسته اصلی جامعه است و از طرفی مهمترین نقش را خانواده در نگهداری و تربیت و رشد طفل خود دارد، حال اگر به دلیل عوامل مختلف اجتماعی، اقتصادی یا عاطفی خانواده رو به سستی برود و والدین از یکدیگر جدا شوند مهمترین بحث بعد از جدایی والدین، یعنی حضانت فرزند به میان می­آید چرا که اگر به خواسته­ها و مقتضیات و تربیت و رشد طفل توجهی نشود ممکن است بعدها باعث به وجود آمدن ناهنجاری و جرم­هایی در جامعه شوند بنابراین مسئله نگهداری و پرورش کودک از مسائل مهم حقوقی و اجتماعی به شمار می­آید.

بعد از جدایی والدین مسئله حضانت فرزند مطرح می­شود که در این مورد قانون ورود کرده و اشخاص و شرایط حضانت را بیان می­کند. مدت زمان حضانت چه مدت می­تواند باشد. آیا پدر و مادر در مقابل حضانت اجرتی دریافت می­کنند یا نه؟ و سوال دیگری که مطرح می­شود اینکه آیا برای حضانت ضمانت اجرایی در نظر گرفته شده است. قانون در مورد ملاقات طفل در زمان حضانت چه گفته است.

1- تعریف حضانت

معنی لغوی حضانت: پرورش دادن طفل همچون پرنده­ای که تخم و جوجه­های خود را زیر بال­هایش نگهداری می­کند.

مفهوم فقهی: فقها در تعریف حضانت از کلمه تربیت استفاده کردند که ناظر بر دو جنبه روحی و جسمی، مادی و معنوی طفل است. حضانت عبارت است از تربیت و سرپرستی بر طفل یا محجور (به شخصی گفته می­شود که نمی­تواند امور خود را بدون دخالت دیگری اداره کند که شامل اشخاص صغیر، سفیه و مجنون می­شود) و انجام آنچه به مصلحت آن طفل یا محجور است، به صورتی که شئون آنها رعایت شود و تدبیر طعام، خواب، نظافت و شستشوی آنان و لباسشان و مانند آن­ها را در سن معین عهده­دار شود. مفهوم حقوقی حضانت: حضانت عبارت است از اقتدار که قانون به منظر نگهداری و تربیت اطفال، به پدر و مادر آنان اعطا کرده است.

2- اشخاصی که می­توانند عهده­دار حضانت باشند

الف) در دوران زوجیت پدر و مادر یعنی زمانی که از هم جدا نشدند و تا زمانی که پدر و مادر زنده هستند حضانت با آنان است و هیچ یک از خویشان پدر یا مادری نمی‌توانند در این مورد ادعایی کنند.

طبق ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی نگهداری اطفال حق و تکلیف ابوین (پدر و مادر) است، حق پدر و مادر مطلق نیست و هرگاه مصلحت طفل ایجاب کند که سلامت و تربیت طفل در خطر بیفتد، دادگاه این اختیار را دارد که درباره حضانت تصمیم دیگری بگیرد.

طبق ماده ۱۱۷۵ قانون مدنی برای جلوگیری از سوء­استفاده دادگاه با موضوع مصلحت­اندیشی برای طفل اعلام می­کند که طفل را نمی­توان از ابوین یا از پدر و مادر که حضانت با آنهاست گرفت، مگر در صورت وجود علت قانونی.

حضانت در درجه اول حق و تکلیف طبیعی و قانونی پدر و مادر است که طفل را به دنیا آورده­اند و این تکلیف تا زمانی است که طفل به سن بلوغ نرسیده است.

ب) اگر قبل از به بلوغ رسیدن فرزند، پدر و مادر او از هم جدا شوند در این صورت طبق ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند، حضانت برای مادر تا هفت سالگی تمام اولویت دارد و پس از پایان هفت سالگی حضانت بر عهده پدر است.

طبق تبصره ماده 1169 قانون مدنی بعد از سن هفت سالگی در صورت به وجود آمدن اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت طفل به تشخیص دادگاه می­باشد.

ج) طبق ماده 1171 قانون مدنی در صورت فوت یکی از ابوین، یعنی پدر یا مادر حضانت طفل با آنکه زنده است، خواهد بود هر چند متوفی یعنی کسی که فوت کرده است پدر طفل بوده و برای فرزند قیم تعیین کرده باشد. قیم در این ماده به معنی وصی به کار رفته است

اگر پدر طفل برای سرپرستی و اداره اموال فرزند خود وصی معین کرده باشد در صورت فوت او حضانت بر عهده مادر خواهد بود، نه وصی تعیین شده.

طبق ماده گفته شده پس از فوت پدر، ولایت و سرپرستی به جد پدری می­رسد یعنی بعد از فوت پدر حضانت با مادر است، نه جد پدری، مگر یک استثنا، آن هم نداشتن شرایط مناسب اخلاقی مادر که در این صورت دادگاه بررسی می­کند.

طبق ماده گفته شده، واگذاری حق حضانت فرزندان محجور و صغیر به مادران واگذار می­شود. حضانت کودک یا محجوری که پدر ندارد بر عهده مادرش است، چه زمانی که فرزند محجور قبل از فوت کردن پدرش تحت ولایت و سرپرستی پدرش باشد، چه زمانی که حالت حجر(منع شخص به حکم قانون از این که بتواند به تنهایی و بدون دخالت دیگری امور و اعمال حقوقی را اداره کند) بعد از بلوغ و رشد، یعنی پایان سنی که باید تحت ولایت پدر و جد پدری خود باشد برای فرزند به وجود آید.

حضانت فرزندان صغیری که پدرشان شهید شده با مادرشان است.

نکته: تفاوت بین حضانت و ولایت وجود دارد؛ حضانت به معنای سرپرستی طفل که حق و تکلیف هم پدر و هم مادر است، ولی ولایت فقط به پدر و جد پدری طفل تا زمانی که به سن قانونی برسد یعنی سن ۱۸ سالگی، قبل از رسیدن به سن بلوغ تحت ولایت قرار دارد.

د) جنون پدر یا مادر: طبق ماده ۱۱۷۰ قانون مدنی اگر مادر در مدتی که حضانت طفل بر عهده اوست مبتلا به جنون شود حق حضانت با پدر خواهد بود.

با توجه به ماده گفته شده در مورد جنون مادر، حکم در مورد پدر و مادر یکی است. در صورت مبتلا شدن پدر به جنون، حضانت به مادر واگذار می‌شود.

در صورت جنون، حق برای همیشه ساقط نمی‌شود. هر وقت مانع برطرف شود یعنی جنون برطرف شود و پدر یا مادر توانایی انجام این موضوع را داشته باشند، مصلحت طفل خردسال در این است که نگهداری او تا آنجا که امکان دارد با مادر یا پدرش باشد.

ه) در صورت فوت و فقدان پدر و مادر، سرپرستی و حق حضانت فرزند با جد پدری طفل است زیرا جد پدری نسبت به امور مالی و غیرمالی بر فرزند ولایت دارند.

طبق ماده ۱۱۸۸ قانون مدنی هر یک از پدر و جد پدری بعد از وفات دیگری می‌تواند برای اولاد خود که تحت ولایت او می­باشند، وصی معین کنند تا بعد از فوت خود در نگهداری و تربیت آن­ها مواظبت کرده و اموال آن­ها را اداره نماید، در نتیجه در صورت در قید حیات نبودن جد پدری مسئولیت­ها و وظایف آن­ها به وصی منتقل می­شود.

اگر برای طفل، نه پدر و نه مادر و نه جد پدری و نه وصی منصوب وجود داشته باشند که حضانت طفل را بر عهده بگیرند طبق ماده ۱۲۳۰ قانون مدنی مواظبت شخص مولی علیه (یعنی تحت ولایت پدر و جد پدری است) و نمایندگی تمام امور مربوط به اموال و حقوق مالی او با قیم است.

در صورت نبودن افراد گفته شده برای حضانت فرزند، قیم علاوه بر اداره اموال عهده‌دار مسئولیت حضانت است مگر اینکه دادگاه با توجه به قانون حمایت خانواده و رعایت مصلحت کودک تصمیم دیگری بگیرد.

و) شوهر کردن مجدد مادر: با توجه به ماده ۱۱۷0 قانون مدنی اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با اوست با مردی غیر از پدر طفل ازدواج کند، حق حضانت به پدر واگذار می­شود.

اگر دادگاه تشخیص دهد که مادر با اینکه شوهر دیگری کرده و زندگی جدیدی تشکیل داده، برای نگهداری طفل مناسب­تر از پدر است حضانت با توجه به مصلحت طفل و مواد قانونی 41 و 45 قانون حمایت خانواده به مادر واگذار خواهد شد.

3- شرایط حضانت­کننده طفل در حقوق ایران

الف) بلوغ: شخص نابالغ که خود نیاز به نگهداری دارد نمی­تواند عهده­دار حضانت شود.

ب) عقل: یکی از اساسی­ترین شرط نگهداری طفل عاقل بودن کسی است که به او حضانت سپرده شده است.

طبق ماده ۱۱۷0 قانون مدنی اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با اوست مبتلا به جنون شود حضانت از او گرفته می­شود و به پدر واگذار می­شود.

هرکدام از پدر یا مادر از سلامت عقلی برخوردار نباشند نمی­توانند حضانت طفل را برعهده گیرند.

ج) توانایی عملی: نمی‌توان حضانت را به کسی که توانایی آن را ندارد، سپرد.

طبق ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی اگر در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی کسی که حضانت با اوست، صحت و سلامت جسمانی یا تربیت اخلاقی طفل به خطر بیفتد، دادگاه می­تواند حضانت را به دیگری واگذار کند، پس معلوم می­شود در نظر قانونگذار توانایی بر مواظبت و نگهداری طفل، شرط حضانت است.

د) امانت­داری: امین بودن که به معنای آشکار شدن و پدید نیامدن نشانه­های فسق و خیانت و کوتاهی نکردن در مسائل مربوط به زندگی طفل است.

طبق ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی، هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد محکمه می­تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضایی، هر تصمیمی که برای حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ کند.

ه) عدم ازدواج مادر با شخص دیگری: طبق ماده ۱۱۷۰ قانون مدنی مادر تا زمانی دارای حق حضانت است که شوهر دیگری اختیار نکرده باشد به این معنا که ازدواج مادر با شخصی غیر از پدر طفل مانع حضانت است.

طبق مواد ۴۱ و ۴۵ قانون حمایت خانواده می‌توان گفت دادگاه در صورتی که مصلحت طفل باشد حضانت را به مادری که ازدواج کرده واگذار می­کند یا او را در سمت حضانت باقی می­گذارد، اخذ تصمیم با دادگاه است.

و) اسلام: بنا بر نظر فقها حضانت کودک مسلمان، یعنی کودکی که پدر مسلمان دارد بر عهده مسلمان است طبق ماده ۱۱۹۲ قانون مدنی ولی مسلم نمی­تواند برای مولی علیه وصی غیر مسلم معین کند.

در اصل ۱۶۷ قانون اساسی بیان شده، کفر مانع حضانت است.

ز) سلامت از بیماری­های مزمن و مسری: به نظر برخی از فقها با وجود بیماری­های مزمن و مسری مثل جذام، حصبه و غیره حق نگهداری طفل از بین می­رود و برای اثبات این موضوع دو دلیل آوردند، یک، آسیب­دیدگی طفل و دیگر حدیث نبوی«لایورد مرض علی مصحّ» بیمار بر سالم وارد نمی­شود.

4- موانع اجرای حضانت

الف) جنون: در صورتی که کسی که برای حضانت در نظر گرفته شده باشد مجنون شناخته شود، چون توان نگهداری و تربیت طفل را ندارد چه بسا طفل را در حالت و وضعیت خطرناک قرار دهد حق حضانت از او ساقط می­شود.

ب) ازدواج مادر: هرگاه مادر پس از طلاق صلاحیت­دار شناخته شود و حضانت به او داده شود در این مدت اگر ازدواج مجدد کند طبق ماده ۱۱۷0 قانون مدنی حق حضانت از او گرفته می­شود.

ج) انحطاط اخلاقی و ناتوانی در نگهداری طفل: موارد ذیل از موارد انحطاط اخلاقی و ناتوانی در نگهداری هستند که در ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی به آن­ها اشاره شده و باعث گرفتن حق حضانت از پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست می­شود.

1- اعتیاد زیان­آور به الکل، مواد مخدر و قمار

2- اشتهار به فساد اخلاق و فحشا

3- ابتلا به بیماری‌های روانی با تشخیص پزشکی قانونی

4- سوء­استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد و فحشا و تکدی­گری و قاچاق

5- تکرار ضرب و جرح، خارج از حد متعارف

د) ابتلا به بیماری­های خطرناک: ابتلا شخصی که حضانت بر عهده اوست به بیماری‌های روانی با تشخیص پزشک قانونی یکی دیگر از موانع اعطا حضانت است.

ه) بیماری­های ساری: اگر مادر دچار بیماری‌ مسری گردد که امکان سرایت به طفل داشته باشد، خواه مداوای بیمار ساده باشد مثل بیماری‌های حصبه ،گریپ یا صعب العلاج باشد مثل سل ریوی، حق اعمال حضانت سلب می‌شود زیرا نگهداری مادر از طفل و شیر دادن موجب بیماری طفل می­شود.

و) کفر: مطابق ماده ۱۱۹۲ قانون مدنی، ولی که مسلمان است نمی‌تواند برای امور مولی علیه خود وصی غیرمسلمان معین کند.

5- مدت زمان حضانت

حضانت فرزند دختر و پسر تا هفت سالگی با مادر است. پس از اتمام هفت سال، حضانت دختر و پسر بر عهده پدر قرار می­گیرد. (برگرفته از ماده 1169 قانون مدنی)

حضانت فرزندان اعم از دختر و پسر تنها تا سن بلوغ ادامه دارد.

طبق تبصره ۱ ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی سن بلوغ در پسر 15 سال تمام قمری و در دختر 9 سال تمام قمری است. پس از به سن بلوغ رسیدن دختر و پسر مدت زمان حضانت مادر و پدر خاتمه و به پایان می­رسد. بعد از اتمام زمان حضانت پسر و دختر می­توانند تصمیم­گیری کنند که از آن پس با چه کسی زندگی کنند پدر یا مادر.

نکته: در هر حال پرداخت نفقه فرزند بر عهده پدر می­باشد تا زمانی که خود فرزند اعم از اینکه دختر باشد یا پسر بتواند کار کند و درآمد داشته باشد و مخارج زندگی­اش را تأمین نماید.

6- اجرت حضانت

ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی می­گوید، نگهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است.

پدر یا مادر در نگهداری و حفاظت طفل به تکلیف قانونی خود عمل می‌کنند و برای انجام این وظیفه قانونی حق مطالبه اجرت را ندارند و تکلیف حضانت تبرعی و مجانی است.

7- ضمانت اجراهای حضانت

الف) ضمانت اجرای مدنی

طبق ماده 1172، دادگاه فقط می‌تواند پدر یا مادری را که قانوناً حضانت برعهده اوست الزام کند به انجام وظیفه حضانت، اما اگر آن شخص (پدر یا مادر) بر خلاف حکم دادگاه همچنان از حضانت خودداری کند، دادگاه طبق قانون مدنی جز واگذار کردن نگهداری طفل به دیگری با هزینه پدر و در صورت فوت یا نداشتن توانایی مالی پدر به خرج مادر نمی­تواند ضمانت اجرای دیگری مقرر کند.

ب) ضمانت اجرای کیفری

برابر ماده واحده مصوب 22/4/65 اگر با حکم دادگاه حضانت طفل به کسی واگذار شود و شخص دیگری مانع اجرای حکم شود یا از تحویل طفل خودداری کند، به عبارتی طفل را تحویل فردی که مسئولیت و حق حضانت به او داده شده ندهد، دادگاه صادرکننده حکم در ابتدا آن شخص را الزام به عدم ممانعت می­کند. در صورتی که آن شخص الزام دادگاه را رعایت و اجرا نکند، دادگاه او را به حبس تا اجرای حکم محکوم می­کند. این حکم دادگاه، هم به سود طفل و هم به نفع کسی است که دادگاه حضانت را به او محول کرده است. طبق ماده ۶۳۲ قانون مجازات اسلامی اگر کسی از دادن طفلی که به او سپرده شده در موقع مطالبه­ی اشخاصی که قانوناً حق مطالبه دارند امتناع کند به مجازات از سه ماه تا شش ماه حبس یا به جزای نقدی از یک میلیون و ۵۰۰ هزار ریال تا سه میلیون ریال محکوم خواهد شد. ماده­ی گفته شده در راستای حمایت از حقوق طفل و کسی که حق حضانت به او داده شده بیان شده است.

8- توضیح ماده ۱۱۷۴ قانون مدنی در مورد ملاقات طفل

در صورتی که به علت طلاق یا به هر جهت دیگر ابوین طفل در یک منزل سکونت نداشته باشند، هر یک از ابوین که طفل تحت حضانت او نمی­باشد، حق ملاقات طفل خود را دارد. تعیین زمان و مکان ملاقات و سایر جزئیات مربوطه به آن در صورت اختلاف بین ابوین با محکمه است.

با توجه به مطالب گفته شده در ابتدا حضانت بر عهده پدر و مادر است، در صورت جدایی، مادر نسبت به پدر اولویت دارد. برای گرفتن حضانت مجموعه شرایط و صلاحیت­هایی از قبیل عقل، بلوغ، سلامت روانی و دیگر شرایط گفته شده و توانایی لازم است. پدر و مادر مسئولیت فرزندی را که به دنیا آورده­اند را باید داشته باشند. در صورت جدایی و عدم تفاهم با هم باید شرایط روحی و جسمی طفل خود را در نظر بگیرند و با گرفتن تصمیمات مناسب از وارد شدن صدمات روحی و جسمی به کودک جلوگیری کنند.

نادیا سرداری پور

فارغ التحصیل کارشناسی حقوق

نگاه قانونی به بکارت و شرایط صدور گواهی بکارت

نگاه قانونی به بکارت و شرایط صدور گواهی بکارت

آزمایش بکارت در حقوق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و نیز در ماده 16 کنفدراسیون منع شکنجه که بسیاری از کشور ها هم ان را امضا کرده ان و عملی غیر انسانی و بی رحمانه و اهانت امیز تلقی کرده اند. متاسفانه این ازمایش نامعتبر هنوز در ایران وجه حقوقی و قانونی دارد و قانون به طور غیر مستقیم به ان اشاره کرده و توسط عرف و جامعه مرد سالار تبلغ می شود. پزشکان و ماماهایی که سوءاستفاده از ناآگاهی مراجعین از آنان کلاهبرداری می کنند و به خشونت علیه زنان دامن زنند و اعلام می دارند که این گواهی وجه قانونی دارد که درپزشکی قانونی صادر می شود .گواهی که در مطب پزشک زنان گرفته شود بیشتر جنبه اخلاق و علمی دارد و جنبه قانونی کمی دارد .

قانون کشور ما جلوی از بین رفتن ازمایش بکارت را می گیرد قوانینی مانند مهریه که کاملا وابسته به گواهی بکارت است اگر زنی هنگام طلاق پزشکی قانونی تایید کند که خانوم باکره هست مهریه نصف می شود و می تواند نام همسر را از شناسنامه پاک کند و اگر پزشکی قانونی تایید کند که خانوم باکره نیست مهریه بطور کامل به وی طعلق می گیرد . یا مثال اهمیت باکرگی در پرداخت نفقه باکری زن تا زمانی که وی اقدام به تمکین خاص )رابطه جنسی(نکرده می تواند از حق حبس )حقی که به موجب ان زن می تواند تا دریافت کامل مهریه از تمکین و نزدیکی با شوهر خوداری کند(خود استفاده کند و مستحق نفقه شود .

گرفتن گواهی بکارت شرایطی نیز دارد

  • رضایت فرد یعنی هیچ کس حتی والدین یا شخص دیگری نمی تواند او را مجبور به معاینه کند در صورت رضایت ندادن فرد پزشکی قانونی عدم رضایت فرد امکان انجام دادن معاینه را میسر نکرده.
  • برای صدور گواهی باید توسط پزشک احراز هویت شود.
  • این گواهی حتما باید در دو نسخه باشد یکی از نسخ را به مراجعه کننده می دهند یکی دیگر را پزشک در پرونده پزشکی همراه با عکس تمام رخ از فرد و مدارک معاینه از فرد مورد معاینه در پرونده با مهر نگهداری می شود.
  • حتما این گواهی باید دارای تاریخ و ساعت دقیق باشد که به صورت حروف و عدد نوشته می شود تا از سوء استفاده از ان جلو گیری شود .
  • حتما این گواهی به خود فرد داده می شود امضا و اثر انگشت از وی گرفته می شود اگر فرد مجبور باشد می تواند ولی یا قیم وی این برگه را تحویل بگیرد .
  • گواهی بکارت فقط برای دخول های واژینال صادر می شود .
  • به دلیل اینکه این گواهی داری اهمیت زیادی می باشد بهتر است چند پزشک متخصص به اتفاق این معاینه را انجام دهند تا اینکه هیچ شکی وجود نداشته باشد .

در روند قانونی ثبت ازدواج چیزی بنام گواهی سلامت بکارت وجود ندارد یعنی هیچ قانونی نداریم که بگوید دختر برای انجام یک ازدواج رسمی نیاز به انجام این ازمایش دارد و باکره بودن وصف خانوم است و عدم بکارت طبق قانون از عیوب زن و سبب فسخ نکاح نیست مگر

  • این وصف در عقد نکاح شرط شده باشد؛
  • دو زن بعنوان باکره توصیف شده باشد؛
  • عقد بر این مبنی واقع شده باشد که خانوم باکره باشد در این موارد حق فسخ وجود دارد.

مرضیه تربتی

فارغ التحصیل رشته حقوق